تتیترکده
دیوان حضرت حافظ شیرازی

فال حافظ

غزلی از دیوان حافظ — برای دیدنش لمس کنید غزلی از دیوان حافظ شیرازی
دیوانحافظ شیرازی
برای گرفتن فال، نیت کنید و لمس کنید
متن غزل
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود غزل شماره‌ی ۲۱۱ ۸ بیت
حکم فال: متوسط
در حال آماده‌سازی خوانش…
۰:۰۰
۰:۰۰
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
حال‌وهوا: شگفت‌زده و صادقانه
✦ تعبیر فال

آمدن معشوق با رخساره‌ای برافروخته دیشب -- تصویری از دیداری پرشور که هیجان و زیبایی را همراه داشت.

توصیه

گاهی پشت رفتار سخت و ظاهراً بی‌رحمانه کسی، توجه و دلسوزی پنهانی وجود دارد که فقط با دقت می‌توان دید. همچنین این غزل یادآوری می‌کند که گاهی صداقت واقعی، مثل سوزاندن خرقه، از حفظ ظاهر آراسته مهم‌تر است.

مضمون: پیچیدگی رفتار معشوق و ارزش صداقت درونی
تبلیغات
فال گرفتن با دیوان حافظ یکی از دیرینه‌ترین آیین‌های فرهنگ ایرانی است: با یک نیت ساده، دیوان را می‌گشایند و نخستین غزلی که به چشم می‌آید را نشانه‌ای برای آن نیت می‌دانند. تیترکده هر روز یک فال تازه برایتان آماده می‌کند؛ کافی‌ست نیت کنید و کتاب را باز کنید.
بازگشت به صفحه‌ی اصلی تیترکده آخرین تیترهای خبری ایران و جهان را دنبال کنید